نهم محرّم ( تاسوعا )

 

دعا کنید تا برمی گردم غنچه سرخ دهان شش ماهه در هجوم بادهای داغ

 و سوزان پرپر نشود و خنده بر لبهای خشک سه ساله ، از بی آبی نمیرد.

سایه بان خسته خیمه اگرکمی طاقت بیاورد و نشکند برای دختران آفتاب

 نشین، ترانه باران میآورم و بوسه های داغ عقیله قبیله برتن تب دار سجّاد

              ( ع ) را به خنکای نسیم می سپارم.

دعا کنید تا برمی گردم مشک های خالی به غارت نرود و تازیانه ها، لبهای

 تشنه را به جای آب به خون میهمان نکنند . و آب مشک من به خاموشی

              سینه های سوخته برسد  ، نه به دامن های  آتش گرفته.

لالایی مرغان دریایی را درگوش گهواره نا آرام بخوانید تا گلوی عطشناک ،

              با تیر سه شعبه سیراب نشود!

دعا کنید تا برمی گردم ، حسین ( ع ) تشنه لب پا به گودال قتله گاهش

نگذاشته باشد و کاسه  آب من ، زودتر از خنجر قاتل به گلوی او برسد!

امّا اگر برنگشتم ، چشم هایم را به خاک علقمه بسپارید چشمه ای جوانه

خواهد زد ؛ از اشکهایی که در چند قدمی فرات، بر خاک حسرت ریخت!