مسجد کوفه، آن شب نظاره گر آخرین مناجات و نماز مولای پارسایان بود .

علی ( ع ) دیگر خود را آزاد می دید . به آستانه وصال رسیده بود . دیگر از

 رنج ها و دردهایی که مردمان نابکار برای او آفریده بودند رهایی می یافت

 آری وعده ای که به او داده بودند تحقق پیدا کرده بود . پس همین که ضربه

آن دشمن پاکی ها بر فرق او فرود آمد سر برداشت و در حالی که چشم به

آسمان دوخته بود فریاد کرد :

 

ِبسْمِ اللّهِ وَ بِاْاللّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزتُ و رَبِّ الْکَعْبَة   

به پروردگار کعبه سوگند که رستگار و کامروا شدم .