بهار در زمستان
![]()
بهار آمد پریشان باغ من افسرده بود امّا
به جو باز آمد آب رفته ماهی مرده بود امّا
زمستان رفت برفش آب شد خورشید باز آمد
کبوتر بچه ها را سوز سرما برده بود امّا
بشوید خاک قاب پنجره باران فروردین
به پشت شیشه در تنگی گلم پژمرده بود امّا
هزاران نوشدارو میرسد از دست سهرابم
به سهرابم هزاران ضرب چاقو خورده بود امّا
خلاصه گشت ماه و سال تا آن سال آخر شد
بهار آمد دوباره باغ من افسرده بود امّا
بهار آمد دوباره ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 13:29 توسط ابره دریها
|
این وبلاگ صرفا به اعضای روستای ابره در (توابع شهرستان تفرش) تعلق داردو به هیچ شخص یا ارگان دولتی خاص (دهیار وشورا ....) تعلق ندارد و هدف اصلی اطلاع رسانی به هموطنان میباشد لطفا مطالب خود را به پست الکترونیکی زیر بفرستید