پیشواز پاییز
در باز شد ...
درس اول : بابا آب داد
ما سیراب شدیم
بابا نان داد
ما سیر شدیم ...
اکرم و امین چقدر سیب و انار در سبد مهربانی شان داشتند
و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود
و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند ...
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم
همه زیبایی ها رنگ باخت ... !
و در زمانه ای که زمین در حال گرم شدن است قلبهایمان یخ زد !
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته ... !
دیگر باران با ترانه نمی بارد !
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم
زرد شدیم ، پژمردیم ... !
و خشک زار زندگی مان تشنه آب شد ... !
و سالهاست وقتی پشت سرمان را نگاه میکنیم
جز رد پایی از خاطرات خوش بچه گی نمی یابیم
و در ذهنمان جز همهمه زنگ تفریح ، طنین صدایی نیست ... !
و امروز چقدر دلتنگ آن روزهاییم
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم ؟؟؟
چرا ؟؟؟
........................................................................................................
مهر اوّلی ها قدوم مبارکتان را به کانون علم و فضیلت تبریک می گوییم و
آینده روشنی را برایتان آرزومندم .
شاگردان قدیمی مهرتان مبارک انشاء الله همیشه پرازمهروعطوفت باشید .
همکلاسی های عزیز کودکان دیروز و پدران امروز ضمن تبریک ماه مهر
برایتان بهترین ها را طلب میکنیم .
آرزو میکنیم بر رخسارتان رنگ زرد پاییزی ننشیند
صدای روستای ابره در
این وبلاگ صرفا به اعضای روستای ابره در (توابع شهرستان تفرش) تعلق داردو به هیچ شخص یا ارگان دولتی خاص (دهیار وشورا ....) تعلق ندارد و هدف اصلی اطلاع رسانی به هموطنان میباشد لطفا مطالب خود را به پست الکترونیکی زیر بفرستید