بیانیه ای از یکی از دوستان
در ابتدا لازم می دانم به عزیزانی که قبول زحمت نمودند و مسئولیت شورای ده را به عهده گرفتند تبریک بگویم و برای آنها آرزوی توفیق خدمت از یگانه پروردگار هستی را دارم. بی شک خدمت به انسان ها کاریست بی بدیل و توفیقی است الهی، هر آنکس در این راه و به این مردم بسیار پاکدل و بی ریا یاری رساند ستودنی و دوست داشتنی است.
خوشبختانه بعد از سالها امسال توفیق نصیبم شد و در انتخابات در کنار همشهریان خوبم بودم و جز یکدلی و صفا صدای دیگری به گوش نمی رسید . حدود 7 ساعت مرد و زن و پیر و جوان در کنار هم نشته بودند و بی آنکه کوچکترین تنش واحساس خستگی در آنها مشاهده شود، گل می گفتند و گل می شنیدند، گویی همگی برادر و خواهر و دوستانی همیشگی اند . حسرتی که دنیای امروز دارد، جماعتی است با این یکدلی و صفا. ارزشی که باعث شده همیشه به ابره دری بودنم ببالم و چه زیباست احترام به یکایک این مردم و احترام به رای آنها .
بی شک مردم وظیفه خود را به خوبی انجام دادند، مخصوصا پیرمردها و پیرزن هایی که با تحمل سختی ها به احترام این شوراهای عزیز در صف ایستادند و اینک نوبت شوراهای محترم است تا پاسخ محبت و احترام این مردم را با تصمیم های خیرخواهانه و سازنده بدهند وبا فرصت خدمتی که نصیبشان شده خود را برای همیشه در قلب آنها ماندگار کنند. یادمان باشد زمان به سرعت می گذرد.
امیدوارم جوانان و متخصصین و افراد دارای ایده و طرح نیز ننشیند و منتظر معجزه نباشند. با نوشتن طرح ها و نظرات خود و ارائه آن به مسئولین روستا در هرچه بهتر اداره کردن امور و رفع مشکلات مردم سهیم باشند. اینها نماینده ما هستند و بدون درخواست ها و انتقادات و پیشنهادات ما کاری به پیش نخواهد رفت.
و اما مطلبی که باعث شد تا این ارادتمند همه ی مردم با محبت ابره در، چند سطری را مرقوم نمایم خواندن مطالبی در سایت صدای روستای ابره در بود. که شبهاتی را در ذهن بنده ایجاد کرده بود، که با توضیحات مدیر محترم و زحمتکش سایت کاملا قانع شدم و معلوم شد که عده ای خارج از بدنه ابره در مترصد شکار این صمیمیت هستند و از دیدن این دوستی ها ناخرسند شده اندو قصد گرفتن ماهی از آب گل آلود را دارند. تا آنجایی که من میدانم همهی مردم روستا سببا و یا نسبا با هم فامیل و قوم و خویشند و همواره متحد و منسجم خواهند بود. همه اعضای یک پیکر کاملا سالم و شریفی به نام ابره در هستند و تا به امروز برای آبادانی و سربلندی این روستا تلاش کرده اند و عزت و بزرگی تک تک آنها آرزوی ماست. و از اینکه مردم فهیم و دانایی دارم خوشحالم.
در پایان عرایضم را با ابراز ارادت به همه ی هم روستائیان خوبم و مدیریت بسیار محترم و زحمت کش سایت صدای روستای ابره در با گزیده ای از شعر حمید مصدق به پایان می رسانم. موفق و موید باشید .
عباس رضایی ابره دری فرزند محمدعلی
چه کسی میخواهد ،من و تو ما
نشویم ، خانهاش ویران باد
من اگر ما نشوم، تنهایم .تو اگر ما نشوی، خویشتنی
از کجا که من و تو، شور یکپارچگی را در شرق باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو ، مشت رسوایان
را وانکنیم
من اگر برخیزم ،تو اگر برخیزی ،همه بر میخیزند
من اگر بنشینم ،تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟
حرف را باید زد! درد را باید
گفت!
سخن از مهر من و جور تو نیست ، سخنی از متلاشی شدن دوستی است،
مگذار، که دستان من آن اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها
بسپارد
مگذار که مرغان سپید دستت
دست پرمهر مرا سرو تهی بگذارد
تو مپندار که خاموشی من،
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند.
( گزیده ای از شعر حمید مصدق)
این وبلاگ صرفا به اعضای روستای ابره در (توابع شهرستان تفرش) تعلق داردو به هیچ شخص یا ارگان دولتی خاص (دهیار وشورا ....) تعلق ندارد و هدف اصلی اطلاع رسانی به هموطنان میباشد لطفا مطالب خود را به پست الکترونیکی زیر بفرستید