با تشکر فراوان از کلیه دوستان که در این مسابقات شرکت نمودند 

پاسخ شماره یک: بهترین پاسخ = آقای یدالله ابره دری فرزند مرحوم عزیزالله

 جواب سوال 1 : پست نخست وبلاگ در 26 دیماه 1388 جهت افتتاح وبلاگ توسط نویسنده

پاسخ شماره دو: بهترین پاسخ = آقای عبدا لعظیم رضایی

منظور از توخول : مكاني است در انتهاي دشت شاه آباد تقريبا" روبروي دره نوگزك و كوه قاش كبود منطقه اي كه هم اكنون توسط مالكين دشت شاه آباد كشت محصول به صورت ديم انجام ميگيرد در واقع بالاتر از سه راهي تفرش خانك و ابره در.

اوماختك : در گويش ابره در حرف ك به عنوان صغير و شكسته تلفظ ميگردد ولي ماهيت اصلي كلمه اوماختك بازه زماني را در برمي گيرد به معني آن موقع و يا آن وقت .و به قبل اشاره دارد.

پولين كردن : به معناي له كردن و از بين بردن ولي فكر ميكنم منظور نويسنده با پا له كردن مي باشد.(زير لگد و پا از بين بردن)

تخته سرو بفتي : قديما هنگامي كه قصال خانه يا مرده شور خانه وجود نداشت در كنار جوي آب (سراب، زير مسجد) يك تخته سنگ سياه رنگ قرار داشت و ميت را شستشو ميكردند و در واقع تخته سرو بفتي نفريني بود كه از طرف پدر، مادر و ...غيره بر طرف مخاطب مي شد و ميگفتند تخته سرو بفتي(يعني اينكه بميري و زودتر روي سنگتخت اشاره شده قرار بگيري)

دوندرمه : در زمان قديم به دليل نبودن يكسري امكانات رفاهي و بعضي وسايل الكتريكي مفيد نظير يخچال و... امكان نگهداري مواد غذايي خصوصا" نان در طولاني مدت دشوار بود لذا بشر به فكر تعبيه ظرفي شد كه با چوب درخت بادام كوهي يا مجك فراهم گرديده بود و از آن براي نگهداري نان استفاده ميگرديد. ( سبد ساخته شده با تركه براي نگهداري نان در دراز مدت)
چيلك جمع كردن:
چيلك: شاخه هاي درختان يا چوبهاي خيلي ريز كه امكان آتش گرفتن آن نسبت به ساير چوبها بيشتر است و از آنها براي روشن كردن زودهنگام آتش استفاده ميگرفت و مردم براي اينكه اين وسيله را فراهم كنند براي بدست آوردن آنها تلاش كرده واگه سوالي ميشد میگفتند مثلا: حسين آقا رفته چيلك جمع كننه برا چاي يا تندور.